
ریشه های اولیه تکوین هنرهای رزمی جهان وابسته به فرهنگ و تمدن جوامع مختلف بشری دارد . از بررسی فرهنگ وتمدن بشری در توالی ادوار زمان از آغاز تاکنون میتوان به تجزیه وتحلیل چگونگی پیدایش وتکامل هنرهای رزمی آن جوامع پی برد. چرا که فرهنگ عبارت از مجموعه اندوخته هاوساخته های مادی ومعنوی نسلهای گوناگون جامعه های مختلف بشری می باشد .بنابراین بحث درباره ریشه های تکوینی هنررزمی وادبیات جوامع مختلف بشری است . مسئله اساسی طرح این نکته است ، که اصولا هنرهای رزمی و ادبیات در طول فرهنگ انسانها ، پیوند ناگسستنی با یکدیگر داشته اند . به عبارت دیگر ، نمی توان از هنر تن ( هنر رزمی ) بعنوان زیباترین جلوه های روح بشری سخن گفت ، بدون آنکه سخن از ادبیات که نمودی از ابعاد مختلف روح انسانی است ، به میان آورد . هنرهای تن در روند تکوینی خویش گاه در چهره های گوناگونی ، چون ادبیات ، هنر و فرهنگ متجلی میشود و به این دلیل است که می بایست در بررسی هنر های رزمی هر جامعه ای ، ابتداء از ادبیات وفرهنگ آن جامعه آغاز کنیم . چرا که ادبیات و فرهنگ جوامع بشری که در طی جریان تکاملی خویش توانسته است برانگاره و صورت هنرهای رزمی تجلی پیدا کند .
خاستگاه تکوینی هنرهای رزمی در بستر فرهنگ و حیات اجتماعی ملتها
این است که در بررسی هنررزمی ، ادبیات وهنر وفرهنگ تمدن های بشری را مد نظر قرار می دهیم ، تا بتوانیم با شناخت و مکانیزم ادبیات و هنر در پروسه تکوینی آن ، رفته رفته ، با هنر رزمی ملت ها آشنا شویم . آنچه که ما را در تحلیل و تشریح تاریخی ادبیات و هنر و فرهنگها یاری می دهد و به شناخت ما در سیر تکوینی هنرهای رزمی ، کمک می کند و بی شک مورد اهمیت قرار دارد ، طرح این مسئله است که :” اساساٌ ریشۀ تکوینی هنرهای رزمی و ادبیات ، پایه در حرکات حیات ملت ها داشته است ” . یعنی از هنگامی که جامعه انسانی و اجتماع انسانی موجودیت پیدا کرد و هنرهای رزمی جهان نیز از آن شکل جبری و غریزی و ناخودآگاه خویش در آمد . توانست حرکتی نوین را با تکیه بر شعور و آگاهی و استعداد و اراده و توانایی خویش آغاز کند و انسان به عنوان یک موجود خودآگاه آفریننده و جهت دهنده بوجود آمد و بنابراین اجتماع هنر رزمی دارای حرکتی ویژه با شرایط و محیطی خاص گردید . به این ترتیب شاید بتوان این طور گفت که از زمانی که حرکت انسان از چهارچوب و زندان و حصار تنگ غریزه خارج شد و او توانست بر اسا س مکانیسم ذاتی و وجودی خویش ، دارای حرکتی شود ، ادبیات و فرهنگ و هنر رزمی بو جود آمد . بی شک آنچه که ادبیات هنر رزمی را به عنوان اولین نمود های استعداد روح بشری ، و جامعه ای در حال تحول ، ویژگی می بخشد و آن را شامل یک سری خصوصیات و مشخصات میکند ، محیط انسانی و شرایط اجتماعی آن است . بنابراین ادبیات و هنررزمی متعالی ترین تبلور فرهنگ انسانی است که ادبیات گوناگون جوامع گوناگون بشری ، فرهنگهای متعدد تاریخ های بیشمار هر کدام ، هنر رزمی خاص و ویژه ای درآن جوامع می آفریند . تاریخ نشان داده است که سیستمهای پیچیده هنر تن ، ، فرهنگ و ادبیات ، نوع بینائی است یکباره از مغز و جان حیات انسان و حرکت روح جامعه بوجود می آید .

هنر رزمی؛ تجلی فرهنگ، خلاقیت و سرنوشت انسان
پس مسئله ادبیات و هنر رزمی مسئله ریشه داری است ، چون هنر رزمی از عالی ترین تجلیات آرمان بشری است ، که از طریق آن آدمی موفق میشود ، احساس ، اندیشه ، خواست های معنوی و شور وشوق خویش را در قالب فرهنگ و میراث اجتماعی به یادگار بگذارد . و نیز می توان گفت که تنوع در هنرهای رزمی ، میراث فرهنگها و ادبیات متفاوت جوامع بشری می باشد . بنابراین هنر رزمی نموداری است از ادبیات و فرهنگ انسان ، بستری است از برای رشد ویژگی خاص انسانی یعنی آفرینندگی . اما همین هنر رزمی که بزرگترین بستر رشد آفرینندگی و خلاقیت انسان می باشد در طول تاریخ بتدریج خود بصورت هدفی از برای حرکت انسان در آمده و به عنوان پدیده ای ورای انسان و نیازهای انسانی تقدس و اصالت یافته است . از هنگامی حرکت انسانی و سرنوشت جامعه بدست اندیشه انسانها افتاد . انسانهایی که هنوز به آن اندازه از رشد فکری و تکامل وجودی نرسیده بودند و بنابراین آگاهانه و کامل حرکت نمی کردند و حجتی صحیح نداشتند ، طبیعی بود که جامعه روندی صحیح و جهتی راستین و حقیقی نداشته باشد و اینجاست که انسان تا چشم باز میکند ، و خودش را ، آن خود آزاد و رها شده اش را که هنوز به آگاهی نرسیده است و تکامل نیافته است ، می بیند .



